ارگ قورتان – دومین بنای عظیم خشت وگلی ایران در اصفهان
۲۲ مهر ۱۳۹۷

گردشگری وحشت یا وحشتگردی یکی از تفریحات جدید گردشگرانی است که ظاهرا از سفر برای آرامش گرفتن و دیدن زیبایی‌ها خسته شده‌اند و بیشتر به دنبال هیجان هستند. گردشگری وحشت در ایران هم طرفداران خاص خود را دارد و قصد داریم به معرفی مکان‌های ساخت انسان و پدیده‌های طبیعی بپردازیم که همواره داستان‌های عجیب و وحشتناکی توسط افراد محلی و مسافران در مورد آنها تعریف شده است.

 دودکش جن ها، تالاب ارواح،کلبه وحشت، جنگل جیغ  و وحشتناک‌ترین ناشناخته‌های گردشگری وحشت ایران را با هم بررسی خواهیم کرد.

مشهورترین نقاط برای گردشگری وحشت در ایران

گورستانی برای جن‌ها در روستای تیس

گردشگری وحشت

روستای تیس به ۲۵۰۰ سال پیش باز می گردد زیرا که نام آن در کتب مربوط به فتوحات اسکندر آمده است. اما یکی از جاذبه های گردشگری وحشت آن قبرستان جن‌ها است. روستای تیس در سیستان و بلوچستان با داشتن سنگ قبرهای بسیار بزرگ و خاص و وجود آن در زمینی سفت و صخره ای باعث شده که بومیان منطقه آن را به جن ها نسبت دهند.

به همین دلیل کمتر کسی جرات می کند به آن نزدیک شود بخصوص در شب ها و شاید همین موضوعات نیز باعث شده که تحقیقات و بررسی های بسیار اندک و ناچیزی بر روی آن ها بشود و فقط به گفته ها و فرضیه ها بسنده شود. البته این نظریه نیز وجود دارد که شاید اصلا این حفره ها قبر نباشد و تنها مکانی برای جمع آوری آب و ذخیره آن بوده است.

البته نظریه دیگری نیز وجود دارد و در آن دلیل کندن قبرستان جن ها در روستای تیس بر روی سنگ را دوری از گزند جانوران می دانند و معتقدند مردم آن زمان به دلیل آن که مردگان خود را از دست حیوانات جونده که در خاک زندگی می کنند دور کنند زحمت کندن این سنگ ها را به خود می دادند تا اجساد مردگانشان از این حیوانات موذی در امان بمانند.

گردشگری وحشت

عده ای نیز معتقدند که در سینه کش کوه دفن کردن مردگان به دلیل احترامی بوده که برای آنان قائل می شدند و می خواستند که در مکانی بالاتر از افراد عادی قرار داشته باشند . به طور خلاصه تمام این نظریات اثبات نشده است و تنها حدس و گمان های افراد مختلف می باشد.

مردم محلی معتقدند که در زمان غروب صدای گریه های خاصی از این گورستان شنیده می شود و همین امر ترس اهالی را در پی داشته و باعث می شود که مردم به آن نزدیک نشوند، بخصوص در شب و هنگام غروب خورشید. مردم معتقدند که جن ها در زمان شب هنگام بر بالای سر مردگان خود حاضر شده و به مویه و گریه می پردازند و برای آن ها مرثیه سرایی می کنند .

پس نباید در زمان شب به این مکان نزدیک شد زیرا مورد نفرین جن ها قرار می گیرند. امروزه نیز در نزدیکی همان قبرستان جن ها در روستای تیس مردگان خود را دفن می کنند اما هیچگاه در زمان غروب و یا شب به آن جا نمی روند.

گردشگری وحشت را اینجا تجربه خواهید کرد.

جنازه ها لای دیوار

گردشگری وحشت

سال ۱۳۸۲، زلزله ای بزرگ بم را لرزاند و هزاران انسان را زیر آوارها مدفون ارگ تاریخی بم را ویران کرد. با آغاز مرمت این ارگ، پرده از رازی مخوف نیز برداشته شد؛ راز دفن اجساد کودکان در لا به لای دیوارهای ارگ بم. باستان شناسان، اسکلت ۶۸ کودک و نوزاد را تشخیص دادند که به صورت عمودی لا به لای دیوارهای خشتی و گلی ارگ بم دفن شده بودند.
در مورد این که چرا این کودکان لا به لای دیوار دفن شده اند، بین باستان شناسان اختلاف است. قصه هایی نیز میان کرمانی ها رایج است؛ «فاطمه امینی زاده» کرمانی ساکن تهران، یکی از این داستان ها را برای ما تعریف می کند: «من شنیده ام علت این دفن ها حمله آقامحمدخان قاجار به بم و محاصره یک ساله ارگ توسط اوست. گویی ساکنین ارگ که راهی به گورستان بیرون شهر نداشتند، چاره ای جز دفن اجسادشان در لا به لای دیوار ندیده اند».
البته جدای این قصه که خود را به واقعه ای تاریخی وصل می کند، در بین برخی از مسن ها، داستان های ترسناکی هم از وجود موجودات عجیب و راه و رسم کشتن به ها توسط آن ها رواج دارد. یکی از نکات درباره این شیوه تدفین، آن است که بیشتر اجساد کشف شده، پسر بودند. برخی هم مدعی هستند پس از زلزله سال ۱۳۸۲ معلوم شده که همه اجساد کودکان باستانی نیست و از سده های گذشته هم در دیوارهای بم دفن شده اند.
البته هیچ کدام از این نظریه ها توسط کارشناس میراث فرهنگی تایید نشده است و هنوز پژوهشگران در حال به دست آوردن شواهد تازه ای برای این معما هستند.

کلبه وحشت دغنان خوراک گردشگری وحشت

روستای هفت‌دغنان در نزدیکی بندر انزلی و صومعه‌سرا بروید. فکر نکنید کلبه در روستا قرار دارد، نه این طور نیست. این کلبه از ابتدا خارج روستا بوده و از سال ۱۳۶۵ قصه‌های اهالی بومی منطقه، درباره مرموز و وحشتناک بودنش با اتفاقی که برای ۴ دانشجو در آن افتاد، رنگ و بوی دیگری به خود گرفت.

دانشجویانی که وقتی قصه‌های ترسناک این کلبه را از زبان اهالی می‌شنوند، تصمیم می‌گیرند برای اثبات پوچ بودن این حرف‌ها، شب را در آن سپری کنند. رفتن به کلبه همان و فرار شبانه دو تن از این پسران ماجراجو همان. هرچند از این جمع ۴ نفره دو نفر با فرار به موقع جانشان را نجات دادند اما دونفر دیگر که در کلبه ماندند، یکی جان خود را بر اثر ترس از دست می‌دهد، دیگری هم مجنون می‌شود و هرگز نمی‌تواند به زندگی عادی خود برگردد.

گردشگری وحشت

کلبه وحشت کلبه‌ای پر رمز و راز است که اهالی بومی منطقه برای آن قصه‌های بسیار دارند مثلا می‌گویند اگر کسی بتواند یک شب را در آن بدون ترس سپری کند و زنده بماند ثروتمند خواهد شد، شاید همین روایت است که باعث می‌شود برخی دل به دریا زده و به عشق پولدار شدن راهی آن شوند.

قنات گناباد ساخته شده به دست جن ها

 قناتی که در بخش مرکزی شهرستان گناباد هزار و یک افسانه و قصه درباره اش وجود دارد. اهالی منطقه می‌گویند این قنات که عمق بسیاری دارد توسط اجنه حفاری و احداث شده چرا که آن زمان آدمی نمی‌توانسته با ابزار و امکانات محدود دست به این کار بزرگ بزند.

گردشگری وحشت

تاریخچه شهر گناباد را هم که ورق می‌زنیم قصه‌های زیادی درباره آن وجود دارد. شهری که در اصل نامش جن آباد بوده و بعدها جناباد و درنهایت به گناباد تغییر یافته است. در گوشه و کنار گناباد می‌توانید پای افسانه‌هایی که مردم بومی می‌گویند، بنشینید و سفر به این منطقه را برای خود جذاب‌تر کنید. برای مثال بومی‌ها وقتی قصه «طاهر باشناس» را با آب و تاب بسیار تعریف می‌کنند و می‌گویند او دستور حفر این قنات را به دیوها داده محال است قصه شان را باور نکنید.

دسته ای دیگر از افراد بر این باورند که به دستور پادشاه مردان را وادار به حفر قنات می کردند.  به خاطر شرایط سخت و دشوار و نبود کافی هوا تعداد زیادی از آنان هنگام حفر و لایروبی کشته شدند و هیچ اثری از آنان باقی نماند. آن ها با لباس های سپید مانند کفن به داخل قنات می رفتند زیرا همیشه احتمال آن وجود داشت که زنده بر نگردند. این مردان تبدیل به ارواح سرگردانی شدند که در میان این تونل ها زندگی می کنند.

جنگل جیغ

افسانه و قصه‌ها درباره جنگل سربرج یا همان جنگل جیغ مشهد بسیار است، عده‌ای می‌گویند این جنگل نفرین شده است به خاطر همین ارواح نفرین شده در این جنگل سرگردان هستند.

گردشگری وحشت

برای رفتن به جنگل جیغ باید به روستای سربرج در طرقبه بروید.اما حواستان باشد که برای رفتن به این جنگل ترسناک و پر ماجرا حتی اگر گزینه صدای ملخ‌ها را به صدای اجنه و شیاطین اصلح تر می‌دانید هرگز تنهایی پا به آن نگذارید و از همراهی یکی از محلی‌ها بهره مند شوید. چرا که در کنار ترس و وحشت ناشی از جنگل امکان گم شدن در جنگل هم وجود دارد بنابراین بهتر است برای رهایی از هر خطر و پیشامد ناگواری حسابی مراقب باشید.

زندان یا دریاچه تخت سلیمان

تخت سلیمان دریاچه‌ای که در شهر تکاب است، مردم ساکن در منطقه تخت سلیمان می‌گویند کف دریاچه گنج پر از طلاست و حضرت سلیمان گنج‌هایش را این جا دفن کرده است! همین قصه و افسانه‌ها افراد زیادی را راهی آن کرده است اما کمتر کسی از راه رفته برگشته است.
وقتی مردم عادی نتوانستند راهی برای رسیدن به این گنج‌ها پیدا کنند باستان شناسان غواص راهی آن شدند اما عمق ۷۵ متری دریاچه این اجازه را به آنها هم نداد.

گردشگری وحشت

هر چه قصه‌های قدیمی و باستانی درباره این دریاچه بیشتر روایت می‌شود انگیزه افراد برای رفتن به آن هم بیشتر می‌شود. هر چند خیلی‌ها معتقدند گنج نهفته در این دریاچه نفرین شده است و دست کسی بدان نمی‌رسد. قدیمی‌های منطقه می‌گویند این گنجینه محافظان بسیاری دارد تا برای همیشه دست نیافتنی باشد به خاطر همین است که همه هیات‌های باستان شناسی و کاوش گر حتی اروپایی‌ها در نفوذ به عمق این دریاچه ناموفق بوده‌اند.

در کنار تمام زیبایی‌های این دریاچه باید بگوییم که دریاچه گنج تخت سلیمان با همه آرامشی که دارد تنها با مرگ از میهمانان خود پذیرایی می‌کند. میهمانانی که خبر از خشم نهفته این دریاچه ندارند. با همه این تفاسیر به شما توصیه می‌کنیم در سفر به این دریاچه تنها به شنیدن قصه‌ها و لذت بردن از آرامش ساحلی این دریاچه اکتفا کنید و از تن زدن به آبش بپرهیزید که عاقبت خوبی ندارد.

 

قلعه آدمخوار اردبیل یا همان بوینی یوغون

قلعه ی آدم خوار، یکی دیگر از دست ساخته های متروک مانده ی بشر است که محلی برای قصه پردازی های محلیان که حتی آن ها هم انتقال دهنده ی داستان های سینه به سینه نقل شده ی اجدادشان هستند، شده است. صورت مسئله این است، می گویند که قرن ها پیش در زمان هایی که نه ما بوده ایم و نه پدرانمان، مردمانی که به روستای کورعباسلو در استان اردبیل می رفته اند، پس از بازدید از قلعه ی باستانی بوینی یوغون به صورت کاملاً مرموز و اسرارگونه ای ناپدید می شده اند.

گردشگری وحشت

چون معلوم نبود که چه بر سر این افراد آمده است محلیان می گفتند گویی این قلعه آن ها را بلعیده است! با ادامه داشتن این روند، کم کم این دژ در میان اهالی روستا به قلعه ی آدم خوار مشهور شد و داستان های بی شمار و بسیار زیادی درباره ی آن دهان به دهان در میان مردم محلی پیچید.

گردشگری وحشت

البته امروز معمای این قلعه مخوف را پژوهشگران به نوعی حل نموده اند. اما باید این را بگوییم که مردم در آن زمان حق داشته اند که این قلعه را آدمخوار بنامند زیرا هر بار که بازدید کننده ای به سوی دیوارهای مرتفعش قصد رفتن می کرد، دیگر به هیچ عنوان باز نمی گشت و این قلعه آخرین جایی بود که به آن می رفت.

البته ارزش این قلعه تنها به آدمخوار بودنش نیست بلکه در بوینی یوغون، نشانه ‌هایی از تمدن ۴۵۰۰ ساله و آثاری پیش از دوران مفرغ، عصر اشکانی و دوران اسلامی وجود دارد. به صورت عمده، مصالح به کار رفته در این قلعه، وسایلی از جنس سنگ و ساروج هستند.

 قلعه جنی

قلعه‌ای که بومی‌های منطقه نامش را قلعه جنی گذاشته‌اند و برایش هزار و یک افسانه روایت می‌کنند. قلعه جنی معروف در کیش، سازه‌ای مخروبه و قدیمی است که بومی‌ها می‌گویند کسی جرات سرزدن به آن بعد از غروب آفتاب را ندارد. حتی اگر کسی هم طالب دیدن قلعه در شب باشد هیچ یک از اهالی حاضر به همراهی اش نیستند.

گردشگری وحشت

این قلعه دو طبقه که به اعتقاد بومی‌ها بعد از متروکه شدن به تسخیر ارواح درآمده است جاذبه خوبی در حوزه گردشگری وحشت محسوب می‌شود.
اگر می‌خواهید هنگام حضور در این قلعه ترس را بیشتر تجربه کنید حتما قبلا پای قصه‌ها و افسانه‌های اهالی بومی منطقه بنشینید. چرا که اهالی منطقه معتقدند این جا محل زندگی اجنه است و با غروب آفتاب آنقدر فضای قلعه سنگین و ترسناک می‌شود که کمتر کسی جرات ماندن در آن را دارد.

آواز ارواح در تالاب ممرز

تالابی به عرض ۳۰۰ متر و طول ۷۰۰ متر که در میان جنگل انبوه و پهن برگ منطقه ملا کلا قرار گرفته است. آنچه این تالاب را در نگاه نخست ترسناک می‌کند، درختان مرده‌ای است که بر پیکر رودخانه ایستاده‌اند.

سکوت وهم‌انگیز تالاب محال است اجازه دهد برای ساعتی چند، آن هم به تنهایی، از بودن در این مکان لذت ببرید. مخصوصا وقتی پایتان روی یک تکه چوب خشکیده برود و صدای شکستنش شما را از شدت ترس و وحشت به جان افتاده از زمین بلند کند.

گردشگری وحشت

در کنار سکوت وهم انگیز تالاب آواهای رمز آلود و غریبی هم از این تالاب به گوش می‌رسد. فضای تالاب به حدی سنگین است که حتی قدم برداشتن روی زمین سفت اطرافش هم شما را می‌ترساند. این ترس و دلهره وقتی بیشتر می‌شود که پای قصه‌های بومی منطقه بنشینید و از مرگ آدمهایی بشنوید که در گذشته قصد عبور از این تالاب را داشته‌اند و امروز جنازه‌هایشان زیر آن دفن است.

درست است تالاب ارواح «ممرز» اسم و آوازه‌ای در میان جاذبه‌های گردشگری ایران برای خود پیدا کرده اما باید اعتراف کنیم کمتر کسی در میان گشت و گذارهایش در این منطقه خبر از وجود این جاذبه گردشگری ترسناک دارد. اگر دلتان می‌خواهد از این تالاب دیدن کنید حتما به خاطر بکر بودن منطقه و راه دسترسی سختش تا بهار و تابستان تمام نشده راهی آن شوید.

در کال جنی بترسید

با سفر به طبس هم طعمی به یاد ماندنی از گردشگری وحشت را بچشید آن هم با حضور در دره جن‌ها یا همان کال جنی.

دره‌ای وهم‌انگیز و ترسناک در استان یزد. چیزی شبیه یک مینیاتوری راز آلود از گراندکانیون آمریکا. بومی‌های منطقه آن جا را محل زندگی ارواح و جن‌ها می‌دانند.

گردشگری وحشت

در این دره ترسناک و مخوف تونل‌ها و خانه‌های بسیاری وجود دارد که به خانه گبرها مشهور است با راه‌های دسترسی سخت. شاید یکی از جاذبه‌های این دره زیبا نخل‌هایی باشد که در این دره به صورت خودرو رشد کرده‌اند.

اگر حتی به جن و روح و این چیزها عقیده‌ای هم ندارید پیشنهاد می‌کنیم که به خاطره ارتفاع بسیار زیاد دیواره‌های آن و شیب تندو تیزشان هرگز تنهایی به این دره سفر نکنید و در سفر به این دره از همراهی یک محلی آشنا بهره مند شوید. شب‌ها زمان خوبی برای گشت وگذار در این دره نیست چرا که دیوارهای بلندش حتی اجازه دیدن آسمان را هم به شما نمی‌دهند.

باغ سنگی کرمان

باغ سنگی کرمان. باغی که در سیرجان است و بر تن خشکیده درختانش به جای میوه‌های تر و تازه سنگ آویزان است.

باغ سنگی و صاحب مرحومش «درویش‌خان» داستان غریبی دارند. مردی که خالق یکی از زیباترین موزه‌های هنر انتزاعی در دل بیابان شده است. برای رفتن به این باغ سنگی باید به روستای میاندوآب در ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی سیرجان بروید.

گردشگری وحشت

در جاده سیرجان به سمت بافت دهستانی است به نام میاندوآب. روستایی که به واسطه همین باغ سنگی میاندوآب، امروز اسم و آوازه‌اش جهانی شده است. همه چیز باغ سنگی با دیگر باغ‌هایی که تا به حال دیده‌اید فرق می‌کند.

باغی شش گوشه که درختان خشکیده اما ایستاده و خوش قد و قامتش نه به آب نیاز دارند نه نور خورشید. از شاخه‌های خشکیده تک تکشان قلوه سنگ‌های بزرگ و کوچکی آویزان است که به دست مالک باغ از آن آویزان شده است. پیرمرد کر و لالی که تک تک این درختان را در سایه سکوت و بهت همگان کاشت تا صدای اعتراضش را از بی‌آبی و خشکی منطقه به گوش همه برساند.

گردشگری وحشت

کرو لال بودن درویش‌خان اجازه نداد تا هیچ وقت پرده از راز واقعی این باغ برداشته شود. یکی از رازهای بزرگ این باغ سوراخ بودن سنگ‌هایی است که به درختان آویزان است برخی از سنگ‌ها چنان بزرگند که به نظر نمی‌رسد این سنگ‌ها را یک پیرمرد جمع کرده است.

او به هر مناسبتی درختی خشک را در باغ می‌کارد و سنگی به آن آویزان می‌کند. درویش خان بعد از این که سال ۸۶ فوت می‌کند در کنار همین باغ سنگی به خاک می‌رود تا در کنار درخت‌های خشکیده راوی قصه این سرزمین سنگی برای گردشگران باشد.

جهنم دره

برای رفتن به این منطقه که حتی بومی‌های منطقه هم جرات گشت و گذار در آن را ندارند باید به شهر خوی در آذربایجان غربی بروید، مکانی مخوف در دل ناحیه‌ای کوهستانی. از علت نامگذاری این مکان که می‌پرسیم بومی‌های منطقه که اغلب به زبان فارسی هم تسلط ندارند می‌گویند صعب العبور بودن و احاطه منطقه توسط کوه‌های بلند باعث شده تا این نام بر آن گذاشته شده‌اند.

بومی‌ها می‌گویند راه دسترسی به جهنم دره به حدی سخت و صعب‌العبور است که هرکس راهی‌اش شده عاقبتش به مرگ ختم شده و حتی جنازه‌هایشان هم پیدا نشده است. به خاطر همین درمیان اهالی کسی دل خوشی از این مکان نداشته و همواره از آن به عنوان جایی منفور و بی برگشت یاد می‌کنند.

گردشگری وحشت

درست است جهنم دره خاطرات خوبی برای اهالی به یادگار نگذاشته است اما باید اعتراف کنیم که این دره سرسبز و زیبا یکی از جاذبه‌های گردشگری زیبای ایران است هر چند شیب‌های تند و تیزش همواره باعث مرگ گردشگران شده است. بومی‌های روستای قریس می‌گویند در گذشته هر که به هر دلیلی تحت تعقیب و گریز قرار داشت این دره را برای پنهان شدن انتخاب می‌کرد.

دره ستارگان قشم

دره ستارگان قشم لنگه ندارد هرچند زمین شناسان معتقدند چیزی مشابه این دره فقط و فقط در آمریکا دیده‌اند.

گردشگری وحشت
این دره با عمق ۱۵ متر و شگفتی‌های بسیار موجب حیرت همه می‌شود. برای دیدنش کافیست از روستای «برکه خلف» گذشته و جاده خاکی را در پیش بگیرید همین که کمی از این جاده خاکی به جلو رفتید کم کم تندیس‌های غول پیکر خود را نشانتان می‌دهند. قد و قواره این تندیس‌ها به حدیست که خواه ناخواه با دیدنشان ترسی به دلتان می‌نشیند. هرکدام از این تندیس‌ها شکلی منحصر به فرد دارد.گردشگری وحشت

مردمی که این مکان را از قدیم الایام «استار افتیده» می‌نامند و معتقدند شهاب سنگ فرود آمده به زمین باعث خلق این آثار شده است. آواز غریب پیچیده در میان ستون‌ها به هنگام وزش باد در میان این تندیس از نگاه بومیان صدای ارواح سرگردانی است که در میان آنها به جست و خیز مشغولند. ارواحی که به محض تاریک شدن هوا در این دره جولان می‌دهند و کسی جرات ندارد از ترسشان به هنگام تاریکی به قلعه نزدیک شود.

قلعه کهنه زاهدانگردشگری وحشت

قلعه‌ای تاریخی و قدیمی که هر رج آجرش، راوی قصه‌ای ترسناک برای گردشگران است. برای دیدن این قلعه وهم‌انگیز باید به ۲۷ کیلومتری شرق زابل در استان سیستان بلوچستان سفر کنید. بومی‌های منطقه می‌گویند اجنه در این قلعه حکمرانی می‌کنند به خاطر همین است که کمتر کسی جرات رفتن بدان را دارد.

 

شهر حریره کیش؛ ارواح بازگشته

در شمال جزیره کیش، در توابع بندرلنگه و استان هرمزگان، شهری باستانی قرار گرفته که یادگاری از دوره ساسانی و ۸۰۰ سال پیش است؛ دوره‌ای که همزمان با اوایل ورود اسلام به ایران است. شهر حریره ۳ کیلومتر مربع وسعت دارد و همه شواهدش نشان می‎دهد که زمانی حریره شهری بزرگ، آباد و مملو از زندگی در فضاهای ساحلی، خانه‌های اعیانی، مسجد، قنات و حمام بوده‌است. اما چرا حریره می‌تواند بدل به شهری ترسناک‌ شود؟

گردشگری وحشت

بقایای این شهر امروز هرچند که زیباست و شگفت‌انگیز، اما اگر از آن دسته آدم‌هایی باشید که باور به اجنه و ارواح داشته باشید می‌توانید از این شهر بترسید. به باور مردم محلی اجنه و ارواح مردمانی که زمانی در این شهر زندگی می‌کرده‌اند گاه و بیگاه در حریره سروصدا می‌کنند و رفت و آمد. شاید بد نباشد سری به حریره بزنید و ببینید آنچه چه خبر است؟

قلعه فورگ؛ افسانه دیوهای قدیمی

این قلعه در ۱۰۷ کیلومتری جنوب شرقی بیرجند و در نزدیکی روستای فورگ است و اساسا این منطقه شهرتش را از نام این قلعه دارد. قلعه تاریخی فورگ –با احتیاط- به دوره اسماعیلیان برمی‌گردد. اسماعیلیان تبحر خوبی در  ساخت قلعه‌های سنگی داشتند.

گردشگری وحشت

این قلعه که در یونسکو نیز به ثبت رسیده از گزند حوادث کم و بیش در امان بوده و چنین نیست که به دلیل خرابه‌های آن در آن احساس ترس کنید. اما آنچه بر این قلعه سایه افکنده افسانه قدیمی دیو و اژدهاست که گفته می‌شد در قلعه‌ها و دژها زندگی می‌کردند. قلعه فورگِ خاموش احتمالا بتواند شما را کنجکاو کند و حتی بترساند.

قلعه جنیان کیش؛ جن‌هایی که انسان‌ها را می‌کُشند

در نزدیکی‌های کشتی یونانی در کیش، قلعه‌ای وجود دارد که اگر بخواهید به درونش یا حتی نزدیکش بروید کسی همراهی‌اتان نخواهد کرد. این قلعه کوچک و مخروبه به باور مردم محلی جایِ آدمیزاد نیست. روایت‌های زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد چرا مردم بومی کیش از این قلعه وحشت دارند.

گردشگری وحشت

به گفته مردم بومی، این قلعه پیش‌تر محل کلانتری بوده و یکی از شب‌ها در آن، سربازهای این کلانتری دچار حالتی عجیب شده، صورتشان سیاه شده و می‌میرند. روایت دیگر مروبط به یک راننده تاکسی می‌شود؛ این راننده گفته یکی از شب‌هایی که در انتظار مسافر بوده به قلعه جنی نزدیک می‌شود و عروسی جن‌ها –با لباس‌های بلندِ سفید و پاهایی به شکل سم اسب- را می‌بیند.

باور کردن یا نکردن این روایت‌ها با خودتان است، اما اگر هم بخواهید شجاعت به خرج دهید و وارد این قلعه شوید، باز هم کمی ترس دامنتان را می‌گیرد.

کوچه قافله باشی قزوین؛ جایی برای افسون و دعا

گردشگری وحشت

این کوچه از گذشته تا حال معروف به جایی برای گرفتن فال و دعاست. برخی آن را بازار مکاره قزوین می‌نامند و برخی دیگر مردمانی‌اند که به دنبال حل مشکلشان به این کوچه رفت و آمد زیادی دارند. از همین رو، بسیاری از مردم قزوین این کوچه و محله را ترسناک می‌دانند؛ جایی که رنگ و بوی دعا و جادو و افسون دارد.

مقابر شیشه ریز؛ مرده‌های نخلستان‌ها

شهر جالقِ استان زاهدان، جایی است که یکی از شگفت‌انگیزترین گورستان‌های ایران در آن قرار دارد. در میان نخلستان‌های جالق، آرام‌گاه‌هایی به جا مانده از دوره سلجوقی و ایلخانی وجود دارند که آن را بهشت محققین نیز نامیده‌اند.

گردشگری وحشت

آرامگاه‌های مقبره شیشه‌ریز اتاق‌هایی مربع شکل اند که بر بالای آنها گنبد وجود دارد. شکل و شمایل این قبرها و احاطه شدنشان با نخلستان –که همیشه یکی از فضاهای ترسناک جنوب کشور به خصوص در شب بوده- مقابر شیشه‌ریز را می‌تواند به یکی از ترسناک‌ترین مقابر ایران تبدیل کند؛ مقابری که اتاقک‌های آن سکوت و سکون سنگینی را در آنجا ایجاد کرده‌اند.

روستای نابینایان (چهار برج)

تصور کنید به روستایی پا بگذارید که تعداد زیادی از اهالی اش نابینا هستند! عجیب است، نه؟ اما چنین روستایی در نزدیکی اسفراین وجود دارد و حدود هزار نفر جمعیت دارد که از این میان، بیش از ۱۰۰ نفر از آن‌ها نابینا هستند. از همه عجیب‌تر این که در این روستا گاهی حیواناتی همچون گاو و گوسفند هم نابینا متولد می‌شوند.

گردشگری وحشت

گویا از چند دهه پیش، عارضه نابینایی در این روستا شیوع پیدا کرده است و برخی از ساکنان آن، به همین دلیل روستا را ترک کرده‌اند. کارشناسان دلیل این اتفاق را تغییرات ژنتیکی و ازدواج‌های فامیلی در میان اهالی روستا عنوان کرده‌اند اما محققان هنوز به طور دقیق نتوانسته اند به اصل ماجرا پی ببرند.

ریگ جن

قصه هایی از گذشته مانده که این جا محلی است نفرین شده؛ جایی که اجنه در آن زندگی می کنند و ارواح پلید و شیاطین فرمانروایان آن هستند و اجازه ورود، به هیچ جانداری را نمی دهند. برخی از محلی ها هم می گویند هرکس پا به این بیابان بگذارد، توسط زمین بلعیده می شود و دیگر باز نمی گردد.
 سال های متمادی خبر فرو رفتن در گل و لجن این بیابان به هیچ مسافری جرئت ورود به این کویر را نمی داد. کار به جایی رسید که عبور از این کویر، رویای کویرنوردان ایرانی و غیرایرانی شده بود؛ نداشتن چشمه و چاه از یک طرف و باتلاق های سهمگین نمک و تپه های ماسه از طرف دیگر، این منطقه را به دفینه گاه موجودات زنده تبدیل کرده است.
گردشگری وحشت
حضور جن ها و صدای صحبت کردن آن ها با یکدیگر، شایع ترین چیزی است که درباره این منطقه شنیده می‌شود.
به طور کلی بادها یکی از مهم ترین پدیده ها در شکل گیری اشکال عجیب و غریب روی زمین هستند که خودشان دیده نمی شوند و همین هم رمز و رازها و داستان های بسیاری را درباره شان به وجود آورده است. آن ها یکی از سازنده های اصلی کلوت های شهداد در کرمان هستند؛ یکی از اعجاب انگیزترین پدیده های طبیعی، سازه های خاکی معروف به «نبکا» که از زمین سر برآورده اند و طول شان گاهی به ۱۰ متر می رسد.
گردشگری وحشت
بادها در هر منطقه ای از ایران اسمی و عملکردی دارند. دریانوردان ایرانی از قدیم برای آن ها نام های مختلفی گذاشته اند و ساکنان کویر هم انواع آن ها را به خوبی می شناسند. شاید «باد شمال» برای دریانوردان جنوب ایران یادآور توفان و خطر است.
«باد سام» برای اهالی مناطق خشک و گرم، باد مرگ است. البته باد سام که مرحوم دهخدا آن را «باد سموم» معنی کرده، در بین بسیاری از مردم ایران شناخته شده است. اهالی آبادان باد داغی را که از سمت عربستان می وزد، به این نام می شناسند و می گویند همین باد است که همیشه با خود خاک و شن می آورد.
حتی «حمزه اصفهانی» هم در کتاب «تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء» درباره این باد و گذر آن در آبادان به سال ۲۳۴ هجری قمری نوشته است: «باد سموم شدید وزید که مردم مانند آن ندیده بودند. مدت آن زیاد از ۵۰ روز بود.
گردشگری وحشت
آغازش از سوم حزیران (تقریبا مطابق تیرماه) و انجامش آخر تموز (تقریبا مطابق مردادماه)، این باد کوفه، بغداد و واسط را فراگرفت و به عبادان رسید و از اواسط به اهواز رفت و همگی رهگذران و کاروان ها را بکشت و چون به همدان رسید، مزارع را بسوخت و در صحرای سنجار موصل هر بشر و شجر و دابه را هلاک کرد و بازارهای موصل چند روز تعطیل شد و راه دهات از شهر منقطع گردید.»
مازندرانی ها هم باد گرمی را که به محصولات کشاورزی شان خسارات فراوان وارد می کند، «باد سام»، «خشکه باد» و «گرم وا» می نامند.
به طور کلی این باد گرم در ایران بسیار مشهور است؛ از منجیل در گیلان تا زابل در سیستان و بلوچستان، هر کس درباره این باد داستانی برای تعریف کردن دارد، اما اهالی شهرها و روستاهای کویر مرکزی، داستان ترسناک تری دارند؛ می گویند باد سام به هر که بخورد، او را از درون می پوساند. یعنی ظاهرش سالم می ماند اما اجزای داخلی بدنش، نیست و نابود می شود.

غار مرگ

گردشگری وحشت
مرگ و نیستی، یکی از عوامل ترس هر موجود جانداری است. وقتی پای مرگ در میان باشد، انسان ها می ترسند و درباره عامل مرگ قصه ها روایت می شود.
غار «پرآو» غاری بر بلندای کوهی عظیم به همین نام، که در ۱۲ کیلومتری کرمانشاه و در کنار روستای «چالابه» واقع شده است و داستان های ترسناک بسیاری درباره اش می گویند؛ غاری صعب العبور و عمیق که جان عده ای را گرفته و به همین دلیل آن را «غار قاتل» نامیده اند.
ماجرای قصه های این غار بعد از اولین رصد آن آغاز شد. «افشین یوسفی» کوهنورد و غارنورد حرفه ای به ما می گوید که نخستین بار هیئت های انگلیسی در دهه ۴۰ توانست این غار عمودی را تا انتها پایین برود و سختی و سرمای بیش از اندازه این غار باعث شد تا دهه های بعد از آن هیچ ایرانی نتوانست این کار را انجام دهد.
واقعیت این است که تمام این قصه های ترسناک یا بر اثر حادثه ای مانند مرگ انسان به وجود آمده اند یا شکل ظاهری شان باعث ترس شده یا دور از دسترس بودن و تاریک بودن شان آن ها را رازآلود کرده است.
جدای از خرافات یا واقعیت می توان همراه این قصه ها به سفر رفت؛ نه سفری معمولی، بلکه سفری به عمق ترس و وحشت برای تجربه گردشگری وحشت!
668 بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *